سلام
عزیز دلم
حالت چطوره امیدوارم خوب باشی خوب...خوببببببببببب
نمی دونم چی بگم روزها می گذره و من همچنان منتظر .....دلم خیلی
برات تنگ شده .... خیلیییییییی
امروز خیلی دلم گرفته.... دلم می خواست پیشت بودم ...اما نیستم.... تنها
چیزی که باعث می شه ادامه بدم و این روزا رو تحمل کنم شوق رسیدن به توست
یگانه ام...
دلم گرفته............
پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز
زیر بارون من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزاست حال و هوام
رنگ تو ا کوچه دلتنگ توا
دلم گرفته دوباره هوای تو رو
داره
چشمای
خیسم واسه ی دیدنت بی قراره
این راهه دورم خبرم از دل من که نداره
آروم
ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم
این دل تنهام دوباره
هوای تو رو داره
هوای
شهر تو و بوی گلاب
پیچیده
توی اتاقم مثل خواب
داره
بدجوری غریبی می کنه
آخه
جز تو دردمو کی می دونه
دلم
گرفته دوباره هوای تو رو داره
چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره
این راهه دورم خبرم از
دل من که نداره
هروقت یادت می افتم و دلتنگی بی تابم می کنه و حتی گریه هامم نمی
تونه آرومم کنه این مطالب و می خونم
گفتم : خسته ام
گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله /
از رحمت خدا نا امید نشوید.(رمز /53)
*
گفتم : هیچ کی نمی دونه تو دلم
چی می گذره !
گفتی : ان الله یحول بین المرء و
قلبه / خدا حائل هست بین انسان و قلبش ! ( انفال / 24 )
*
گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم .
گفتی : نحن اقرب الیه من حبل
الورید / ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق /16)
*
گفتم : ولی انگار اصلا منو
فراموش کردی !
گفتی : فاذکرونی اذکرکم / مرا
یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره /152)
*
گفتم : تا کی باید صبر کرد؟
گفتی : و ما یدریک لعل الساعة
تکون قریبا / تو چه می دانی ؟ شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب /63)
*
گفتم :تا اونموقع چی کار کنم ؟
گفتی : تونبع ما یوحی الیک واصبر
حتی یحکم الله / کارهایی که به تو گفتیم انجام بده و صبر کن خدا خودش حکم
کند.(یونس /109)
*
گفتم : تو خدایی و صبور ! من
بنده ات هستم و ظرف صبرم لبریز ... یه اشاره کنی تمومه
گفتی : عمی ان تحبو شیئا و هو شر
لکم (شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشد (بقره 216 )
*
گفتم انا عبدک الضعیف الذلیل ...
چطور دلت میاد ؟
گفتی : ان الله بالناس لرئوف
رحیم / خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربان است.(بقره 143)
*
گفتم : دلم گرفته ...
گفتی : بفضل الله و برحمته
فبذالک فلیفر حوا /مردم باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند ( یونس 58)
*
گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت و
علی الله ...
گفتی : ان الله یحب المتوکلین /
خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد ( آل عمران )
وقتی این آیه ها رو میخونم .. یادم می افته که یکی اون
بالا هوامو داره و تنهام نمی ذاره و هیچوقت دیر نمیکنه ...هیچوقت.... وکمی آروم میشم....
بر گرفته از:http://dev-maya-love.persianblog.ir/post/39
+
نوشته شده در ساعت توسط alireza
|
حقوق مادام العمر برای مدیران سیاسی
مجلسی ها ! رویتان می شود این مصوبه را برای مردم تعریف کنید؟
مگر غير از
اين است که اکثر شما نماينده ها بعد از دوران نمايندگي وارد مناصب مديريتي
دولتي مي شويد؟ از معاون رئيس جمهور گرفته تا وزير و معاون وزير و
استاندار مي شويد و دو سال که در اين سمت هابوديد،تا دم مرگ از کيسه مردم
،حق و حقوق(!) آن دو سالي را بر مي داريد که در همان دو سال هم دستمزدش را
گرفته ايد! بی دلیل نیست که فقط 16 نفرتان به این موضوع رأی منفی داده اید.

با
راي مجلس شوراي اسلامي به يک استفساريه ، از اين پس با حداقل دو سال پست
سياسي، مي توان 80درصد حقوق مديريتي را الي الابد دريافت کرد!
بر اساس
اين تصميم که با اصرار اوليه حدود 120 نماينده و همراهي اکثريت مجلس اتخاذ
شد کساني که حداقل دو سال در پست هاي سياسي باشند، در صورتي که از اين پست
ها برکنار شده يا کناره گيري کنند، در صورتي که به سمت پايين تر منصوب
شوند و حقوقشان کمتر از 80 درصد قبل باشد، بايد ما به التفاوت حقوق به
گونه اي به آنها پرداخت شود که از 80 درصد فوق العاده پرداخت حقوق
برخوردار شوند.
نمايندگان مجلس همچنين مقرر کردند که بازنشستگان اين
مناصب نيز از اين دريافتي دائمي برخوردار باشند. البته اين مصوبه شامل
مديران و مسئولان سياسي دولت هاي قبل نمي شود و از اين پس لازم الاجراست.
در
اين نوشتار وارد نقد ماهوي مصوبه اخير - که قطعاً جزو شاهکار(!)هاي مجلس
هشتم است - نمي شويم و فقط چند سوال کوچک از نمايندگان مي پرسيم هر چند که
مي دانيم نه جوابي خواهند داد و نه اصولاً گوششان بدهکار حرف حق است ؛
اما هيچ کدام از اين ها باعث نمي شود صم و بکم ، تنها نقش تماشاچي را
داشته باشيم تا برخي آقايان و خانم هاي نماينده تصور کنند که ملت و رسانه
هايشان نمي فهمند!
1 - کدام يک از شما نماينده ها جرأت دارد و
اساساً رويتان مي شود که حوزه انتخابيه تان برويد و به مردم بگوييد که
چنين چيزي را تصويب کرده ايد؟ مخصوصاً که در ماههاي منتهي به انتخابات هم
هستيم و حضرات بيش از پيش به خدمت مردم شرفياب خواهيد شد! همين که نمي
توانيد اين مصوبه را براي مردم تعريف کنيد ، براي اثبات ضدمردمي بودنش
کافي است.
مگر شما مثلاً وکيل مردم نيستيد و نبايد مطالبات آنها
را پيگيري کنيد؟ در کل اين 75 ميليون ايراني چند نفرشان اين مطالبه را
داشته اند که برويد و براي سياستمداران حقوق مادام العمر تصويب کنيد؟ مردم
چقدر بايد از دست شما اعصابشان خرد شود؟
2 - آيا جز اين است که اين مصوبه را براي فرداي خودتان تصويب کرده ايد؟
بله!
درست است که در مصوبه آورده ايد مديران سياسي دولتي از اين موهبت
برخوردار مي شوند ولي مگر غير از اين است که اکثر شما نماينده ها بعد از
دوران نمايندگي وارد مناصب مديريتي دولتي مي شويد؟ از معاون رئيس جمهور
گرفته تا وزير و معاون وزير و استاندار مي شويد و دو سال که در اين سمت ها
بوديد ،تا دم مرگ از کيسه مردم حق و حقوق(!) آن دو سالي را بر مي داريد
که در همان دو سال هم دستمزدش را گرفته ايد! بی دلیل نیست که فقط 16
نفرتان به این موضوع رأی منفی داده اید.
مصوبه نان و آبداري است ؛
مبارکتان باشد ولي بدانيد چيزي هم به اسم حلال و حرام و قبر و قيامت وجود
دارد و بايد ريال به ريال اين پول ها را به ده ها ميليون صاحب حق ، بر سر
پل صراط جواب پس بدهيد .
البته شما مي توانيد ؛ کاري که ندارد فوقش يک استفساريه هم براي آنجا در نظر مي گيريد!
3
- اگر روز انتخابات ، شرکت مردم در پاي صندوق هاي رأي آن طوري که بايد
نباشد ، يکي از دلايلش خود شماها هستيد که با اين کارهايتان مردم را از
جايي که قرار بود "خانه ملت" باشد ، نااميد مي کنيد.
مردم منت گذاشته
و به شما اعتماد کرده و رأي داده اند که برويد مجلس و مشکلاتشان را حل
کنيد ولي وقتي مي بينند که اين قبيل مصوبات شرم آور و ضدمردمي از مجلس
بيرون مي آيد ديگر چه اميدي مي توانند داشته باشند؟ بنابراين هر چه زودتر
خطاي خود را جبران کنيد و اين مصوبه ننگين را از دامن مجلس بزداييد.
و
در پايان از شوراي نگهبان انتظار مي رود اين آپارتايد را مردود اعلام کند
چه آن که به دليل تبعيض آميز بودن و ماهيت ناعادلانه اش هم با اسلام مخالف
است و هم با قانون اساسي و هم خراشنده وجدان عمومي جامعه است. براي جمهوري
اسلامي که مسوولانش راست مي روند و چپ مي آيند خود را نوکر و خدمتگزار
مردم معرفي مي کنند زشت است که مديران سياسي اش با دو سال صاحب منصبي
مادام العمر به بيت المال وصل شوند. واقعاً اين بود آرمان هاي ما؟
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/189538
+
نوشته شده در ساعت توسط alireza
|
پرسپولیس هنوز جوابی برای سئوال ونگر ندارد

پنج سال پيش
بود... شايد در همين روزها! چند روزي اين طرف تر يا شايد هم آن طرف تر. با
همين پرسپوليس به اتريش رفته بودم تا تمرين هاي آري هان در پايتخت موسيقي
دنيا را ببينم.
چند متر
دورتر از اردوگاه پرسپوليس رئال مادريد با فابيو كاپلو اردو داشت. كاپلو
با باديگاردهايش يك روز براي ديدن آري هان به هتل شيك پرسپوليس آمد تا با
هم تنيس هم بازي كنند. كمي دورتر كمپ لاتزيو را مي ديديم.
ارتش
سرخ : دينو زوف شهيرترين چهره آبي هاي رم بود كه البته او هم به ملاقات
هان آمد. ديدار آري هان و دينو زوف كه در حقيقت سازندگان دومين گل برتر
قرن بيستم بودند (آري هان از دايره مركزي زمين دروازه زوف را در جام جهاني
78 باز كرده بود) ديدن داشت. مثل دو كودك خردسال با صدايي بلند براي هم
كري مي خواندند و فرياد مي كشيدند و قهقهه مي زدند.
يكي ديگر از
همسايگان پرسپوليس ، آرسنال بود. مجموعه اي مغرورتر حتي از رئال! دور تا
دور محوطه اسكان شان را نيروهاي امنيتي پوشش داده بودند و براي ورود به
محوطه اي كه تمرين هايشان برگزار مي شد بايد مراحل هماهنگي پر دردسري را
سپري مي كرديد.
آرسن ونگر از دوستان قديمي آري هان بود اما به جاي
آمدن به اردوي پرسپوليس از دوست هلندي اش دعوت كرد تا به هتل آنها برود.
هان نپذيرفت و گروهي از باشگاه را براي ديدن ونگر فرستاد. خوش شانس بودم
كه در آن گروه كوچك جاي گرفتم!
ديدن ونگر بي بديل بود. مردي مغرور
كه حتي شكل نگاه كردنش هم با تمام همتايانش فرق داشت. وقتي شنيد هان دعوت
او را نپذيرفته كمي ناراحت شد. سعي مي كرد خودش را آرام نشان دهد اما
احساس عصبي اش را نمي توانست در چشم هايش پنهان كند. بعد از گپي كوتاه با
تئودور يونگ (دستيار هان) به او گفت: «هان ديوانه شده! پير شده! به
كارهايش نگاه كن ... عين بچه ها!
بايد مي فهميدم نمي آيد. وقتي مي
رود ايران مي شود مربي يك تيم بي هوادار معلوم است كه جواب دعوت را هم نمي
دهد... ببينم اسم اين تيمي كه رفته چي بود؟!» يونگ واكنش سريعي نشان داد:
« پرسپوليس ! تيم بي هواداري هم نيست. يك بار سرشماري كردند ديدند حداقل
30ميليون هوادار دارد!» ونگر خودش را روي مبل راحتي اش جمع كرد. كمي جلوتر
آمد و پرسيد: «داري با من شوخي مي كني؟» يونگ دوباره تاكيد كرد كه عين
حقيقت را گفته و روي جمعيت سي ميليوني هواداران پرسپوليس اصرار كرد.
ونگر
دوباره روي صندلي اش ولو شد و به يونگ با حالتي افتخارآميز گفت: «بدون شك
ثروتمندترين باشگاه آسيا هستيد. تعجب مي كنم چرا تا امروز اسمي از شما
نشنيده بودم. سي ميليون هوادار ... نفري يك يورو در سال هم به باشگاه
بدهند مي شود سي ميليون يورو ... فوق العاده است! چند زمين تمرين داريد؟
اينجا پايگاه ساخته ايد؟» مي خواست به سوالاتش ادامه دهد كه يونگ وسط حرف
هايش پريد: «بس كن! هنوز بازيكنان سه سال قبل پولشان را نگرفته اند! مقروض
تر از پرسپوليس در آسيا نداريم...» و بحث بالا گرفت!
ونگر باور
نداشت باشگاهي كه حتي 100هزار هوادار داشته باشد در آسيا طعم مقروض بودن
را بچشد و يونگ از نقص هاي سيستم مديريتي در فوتبال ايران برايش گفت. باز
هم براي ونگر قابل باور به نظر نمي رسيد كه يك هوادار نمي تواند در تصميم
گيري هاي باشگاهش نقشي داشته باشد. مي پرسيد پول بليت فروشي هايتان كجا مي
رود؟ يونگ مي خنديد! مي گفت اين سي ميليون نفري كه بازي را مي بينند حق
پخش تلويزيوني مي دهند. پولش كجا مي رود؟ يونگ مي خنديد! مي پرسيد پول
فروش شال و پيراهن و پرچمتان چه مي شود؟ مگر فروشگاه هاي زنجيره اي
نداريد؟ يونگ باز هم مي خنديد!
حق هم داشت... آن روزها كدام حق پخش
... همين امروز كدام حق بليت فروشي؟ كدام حق راي براي يك هوادار كه بگويد
كدام مدير برايش مديريت كند، كدام رييس رياست كند، كدام مربي مربيگري كند،
كدام بازيكن خريده شود و در يك كلام با پولي كه از جيب خود هوادار وارد
باشگاه مي شود دردي از دردهاي پرسپوليس حل شود. اين روزها گاهي كه ليگ
جزيره را مي بينم؟
به ياد آن ديدار كوتاه مي افتم و چهره بهت زده
آرسن ونگر ... شايد روزي در يكي از دست نوشته هايش خوانديم كه در ملاقات
با گروهي از باشگاهي از ايران، تيمي را شناخته كه با هواداراني به تعداد
هواداران آرسنال، بدهكار است! مقروض است و زندگي را به سختي طي مي كند.
شايد
اگر مي شد به سوالات ونگر جواب داد يا لااقل تلاش مي شد براي سوالات او در
آينده اي نزديك (الان 5سال گذشته) جوابي يافت، امروز تمام تقصيرات ريز و
درشت شكست هاي تكراري پرسپوليس به گردن علي دايي و استيلي نمي افتاد. هر
روز يكي را بيرون مي كنيم و يكي ديگر را مي آوريم. چه سود؟ به جايش يك
جواب براي آن همه سوال ونگر پيدا كنيم...
پرسپولیس هنوز جوابی برای سئوال ونگر ندارد
+
نوشته شده در ساعت توسط alireza
|
خط فقر دقیقا همین جاست.
فاصله ای هم با ما ندارد. درست زیر پای ماست.
خط فقر، خطی فرضی است مابین بتن یک پل.
زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن به فاصله یک مصوبه است! به فاصله یک امضای ناقابل!
جمعی ناگهان از بالای آن میروند و جمعی زیر آن از چشم ها پنهان می مانند و شاید اصلا به حساب هم نیایند …
عدم ثبات اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی، مالی و اجتماعی، ما را به زیر و بالای این خط منحوس سوق میدهد.
دنبال نرخ واقعی تورم و بیکاری نگردید چون خط فقر همین جاست!
+
نوشته شده در ساعت توسط alireza
|
طنز: بساط بیناموسی را چه کسی پهن کرد؟

شهرام شکیبا در خبرآنلاین نوشت:
بار دیگر دست دشمنان و بیناموسان از یک جای جدید بیرون آمد.
چند روز پیش گروهی بیدین و ایمان در روز روشن وسط یکی از پارکهای پایتخت دست به اعمالی زدند که اگر در نطفه خفه نمیشدند
درهای بهشت بسته میشد
مردم همه میجهنمیدند
شرایط میرفت که به شکل بیسابقهای از نظر ناموسی کنونی شود
ایمان و امان به سرعت برق
میرفت که مومنین رسیدند
... و بساط علنی بیناموسی بدین صورت برچیده شد.
ماجرا از این قرار است که گویا در یکی از پارکهای تهران گروهی با ابزار و ادوات گوناگون به یکدیگر آب پاشیدهاند.
ریشه قضایا- آنها در واقع به هم آب نپاشیدهاند، بلکه آب به آسیاب دشمن ریختهاند.
- آنها با این کارشان سعی داشتهاند که از طریق آبپاشی ریشههایِ بنیادیِ اساسیِ اصولِ کلیاتِ مهماتِ اعتقادی را سست کنند.
رئیس پلیسسردار
ساجدینیا، رئیس پلیس پایتخت در گفتگو با «مهر» گفت: «متاسفانه در ادامه
وقایع بوستان آب و آتش امروز تعدادی از پسران و دختران جوان در یکی از
بوستانهای شهر تهران اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلام کردند که
ماموران پلیس پایتخت پس از اطلاع از ماجرا بلافاصله در محل حاضر و تمامی
این متخلفان و هنجارشکنان را دستگیر و تحویل مراجع قضایی دادند.»
1- عرض نکردم که ایمان و امان به سرعت برق...؟
2-
شما خودتان یک «شدند» بعد از «حاضر»، و یک «کردند» بعد از «دستگیر»
بگذارید. اساساً ادبیات نیروی انتظامی یک طوری است که در مصرف فعل صرفه
جویی میکنند.
3- این پیروزی، خجسته باد، این پیروزی (2 بار)
بدیهیاتبدیهی
است که فتنه مذکور از جانب ابوالحسن بنیصدر، القاعده، سران فتنه،
صهیونیسم جهانی، جورج سوروس، کوردلان، اصولگرایان لیبرال، فتنهگران سال
88، خاندان پهلوی، خاندان هاشمی، دشمنان داخلی، دشمنان خارجی، تفرقه
افکنان، مجاهدین انقلاب اسلامی، اسرائیل، آمریکای جهانخوار، مجمع تشخیص
مصلحت نظام، و ... طراحی و اجرا شده است.
حواشی ماجرا1- بعد از این اساساً رطوبت بیش از حد در پارکها برای افراد جرم محسوب میشود.
2-
گویا در بین دستگیر شدگان مردی بوده که به شدت از هنجارشکنان بیدین و
ایمان دستگیر شده برائت میجسته و اصرار داشته که رطوبت لباس او از
هنجارشکنی نیست، بلکه حاصل «عرق کردگیِ ناشی از ورزش در پارک» است.
ماموران پس از انجام تحقیقات کارشناسی گفتههای وی را تایید کردند و شخص
مذکور آزاد شد.
تحقیقات کارشناسی مزبور شامل دو بخش تحقیقات کوتاه مدت و تحقیقات بلند مدت بود.
تحقیقات
کوتاه مدت: یکی از سربازان غیور ماموریت یافت تا رطوبت متهم را در نواحی
زیر بغل بو کند. نیم ساعت بعد از بو کردن، وقتی سرباز غیور به هوش آمد
تایید کرد که رطوبت متهم ناشی از تعرق است.
تحقیقات بلند مدت: برای
محکم کاری تصمیم گرفته شد تا تحقیقات بلند مدت نیز صورت بگیرد. لذا متهم
را زیر پنکه سقفی نشاندند. بعد از یک ساعت که کاملا خشک شد، شورههای
لباسش موید عرق کردگی وی بود.
آلات جرمدر جستجوهای کارشناسی از محل وقوع جرم ابزار و آلات جرم به دست آمد که تصاویر آنها ضمیمه است.
ضمیمه 1: آلت جرم دوقلوی مکشوفه
ضمیمه 2: همانطور که ملاحظه میفرمایید نیمی از محتویات آلت جرم
فوق صرف اعمال مجرمانه شده است
ضمیمه 3: تصویر یکی از آلات جرم پیشرفته
ضمیمه4: آلت جرم طولانی که ریشهاش از پشت دیوار به خیلی جاها
بند است
ضمیمه 5: تصویر آلت جرم فوق به جهت رعایت عفت عمومی به صورت شطرنجی تقدیم میشود
***
اصل قضیهگویا چند جوان در پارک به هم آب پاشیده بودند.
+
نوشته شده در ساعت توسط alireza
|