رنگها2
بیش از سی و دو میلیون رنگ در طبیعت شناخته شده که
همگی نشان از خالقی دارند که آنها را هدفمند آفریده و رمزی ناشناخته یا
شناخته شده در آنها نهفته است.
مغز انسان تاکنون تنها توانسته بخش ناچیزی از مخلوقات را تجزیه و تحلیل کند و برای وجودشان دلایل محکمی ارائه دهد.
پروردگار, عالم هستی را از نظر تصویری بر پایهی فرم و رنگ بنیان نهاد و در هر ذرهای معنی و انرژی خاصی را نهفت که آدمی آنها را بشکافد و فلسفهی وجودیشان را دریافته و از این نشان به خالق خود دست یابد.
طبیعت میتوانست بدون رنگ باشد. ولی ما بهعنوان یک انسان هیچگاه نمیتوانیم محیط پیرامون خود را سیاه و سفید ببینیم. در لحظات اول تصور, شاید این موضوع دیدنی و هیجانانگیز باشد اما پس از چند لحظه همه چیز زیبائی و هیجان خود را از دست میدهد.
مغز انسان تاکنون تنها توانسته بخش ناچیزی از مخلوقات را تجزیه و تحلیل کند و برای وجودشان دلایل محکمی ارائه دهد.
پروردگار, عالم هستی را از نظر تصویری بر پایهی فرم و رنگ بنیان نهاد و در هر ذرهای معنی و انرژی خاصی را نهفت که آدمی آنها را بشکافد و فلسفهی وجودیشان را دریافته و از این نشان به خالق خود دست یابد.
طبیعت میتوانست بدون رنگ باشد. ولی ما بهعنوان یک انسان هیچگاه نمیتوانیم محیط پیرامون خود را سیاه و سفید ببینیم. در لحظات اول تصور, شاید این موضوع دیدنی و هیجانانگیز باشد اما پس از چند لحظه همه چیز زیبائی و هیجان خود را از دست میدهد.
برای اثبات اهمیت رنگها توضیح چندانی لازم نیست. رنگها در ذات وجودی مخلوقات قرار گرفته و جداییناپذیرند. همانگونه که نمیتوان جنسیت را از اشیاء گرفت, رنگ را نیز نمیتوان از آن جدا کرد. همهی رنگها با ما سخن میگویند. لبخند میزنند, ما را در خود فرو برده و تأثیرات گوناگون میگذارند؛ همانگونه که اصوات چنیناند. بهکارگیری کاملاً ناشیانهی رنگ به وسیلهی بیشتر مردم, به ویژه در جوامع شرقی _ تأثیرات منفی برخی از مذاهب و فرهنگها, خلق و خوی فردی افراد و وضع برخی از قوانین _ عدم تنوع و یکنواختی در بهکارگیری برخی از رنگها, دامنهی کاربرد علمی رنگ را بهخصوص در پوششهای فردی با اشکالات بزرگ و قابل توجهی روبرو کرده که در درازمدت تأثیرات مخرب آن آشکارا به چشم میخورد. در چنین جوامعی, بدون آن که دستور خاصی از سوی مذهبها و قوانین حاکم صادر شده باشد, رنگها در سنین مختلف به طور نسبتاً غیر معقولی تقسیمبندی شده و به کار گرفته شود.
کاربرد بسیار منفی رنگها در درجهی اول در کهنسالان و سپس در جوانان و میانسالان به چشم میخورد.
استفاده درازمدت از رنگهای سیاه _ خاکستری _ قهوهای و سرمهای که بیشتر کهن سالان از آن استفاده میکنند بسیار نامناسب است؛ چرا که این رنگها باگذشت زمان, کسالتهای روحی و روانی با خود به همراه داشته و یا تقویت خواهد کرد. رنگهای سرد و کدر, فشار خون را پایین آورده و نشاط را از دیدگان دور میکند. استفاده از رنگهای شفاف و گرم بهخصوص برای جوانان نشاط آور بوده و جنبش, حرکت و گرمی بیشتری در پی خواهد داشت.
تنوع در پوشش لباس برای همهی گروههای سنی بسیار قابل توجه است.
چرا که تکرار یک رنگ, حتی به صورت مثبت میتواند به شدت کسالتآور باشد. رنگها, بر خلق و خوی فردی و اخلاق روزمرهی افراد تأثیر فراوان دارند. به مثال زیر توجه کنید. با توجه به سن خاص خود, در هر سنی که هستید تصور کنید که با کت و شلوار خاکستری یا با مانتو شلوار قهوهای یا مشکی هر صبح به مدت یکسال در آینه نگریسته و سپس به محل کار خود رفتهاید. در طی روز چندین بار خود را در شیشه ویترین مغازهها یا در آینه نگاه میکنید و همچنین دیگران بارها به شما خیره میشوند. خودتان تصور کنید که این یکدستی و یکنواختی با شما و مخاطبان شما چهها میکند. ولی در مقابل تصور کنید یکسال را با استفاده از رنگهای کاملاً گوناگون _ مثلاً گروه قرمز _ گروه سبز _ گروه آبی _ زرد و دیگر رنگها, سر کارتان حاضر میشوید و خودتان را در قالب رنگهای مختلف میبینید یا اینکه دیگران شما را با این همه تنوع میبینند, بیشک بیش از اینکه, تنوع رنگها برای شما مؤثر باشد, برای جذب مخاطبان شما مؤثر خواهد بود. اگر محدودیت استفادهی رنگها از فرهنگ اجتماعی کمی دور میشد, رنگ چه معجزهها که نمیکرد! چرا که اگر رنگها و تنوع آنها مهم نبود, زیباترین نمادهای آفرینش, یعنی آسمان و زمین, گلها و درختان, دریا و آب و... با این همه تنوع رنگ و فرم آفریده نمیشد. تنوع رنگها نه تنها در پوششهای فردی بلکه در پوشش دکوراسیونها و دیگر فضاهای محیط زندگی افراد بیتأثیر نیست. رنگها میتوانند زنده کنند و بمیرانند, ما کدامیک را میخواهیم؟ پس چرا از آنها کمک نمیگیریم؟ چرا آنها را جدی نمیپنداریم؟
بهرهگیری از رنگهای گرم و پر نشاط میتواند در بالا بردن احساس حرکت _ نشاط و هیجان _ تقویت و قدرت حافظه و بینایی و گرمای بیشتر بدن بسیار مؤثر باشد. رنگهای گرم بهخصوص قرمز و نارنجی در افزایش قدرت جسمانی و جنسی بسیار تأثیر گذارند. برای اثبات بیشتر اهمیت رنگ مثالی میزنم.
خود را در زمستانی بسیار سرد, زیر برف و سرما با لباس سفید _ خاکستری یا آبی روشن تصور کنید. ببینید, آیا سرمای بیشتری احساس میکنید. در مقابل, در همان دما خود را در پوششی از لباس قرمز یا نارنجی تصور کنید. چه احساسی خواهید داشت؟ در تابستان و گرمای سوزان چهطور؟ حتماً خواهید گفت که پوشش لباسهای سفید و آبیآسمانی تا چه حد در احساس سردی و گرمی بدن مؤثرند. زندگی روزمره ما به اندازهی کافی یکنواخت و کسل کننده است! پس چه بهتر که آن را با استفادهی درست و علمی از رنگها که خود, منبع انرژی بسیار مؤثری هستند تغییر دهیم.
ابتدا بیاییم سلیقههایمان را کمی تغییر دهیم. در استفاده از رنگها در دکوراسیونها و ساختمانهای مسکونی و کاری خود مقداری تجدید نظر کنیم. رنگهای مختلف را در پوششهای دیگران به خصوص در لباس, عجیب و غریب ندانیم و آنها را سبک نپنداریم, چرا که همهی رنگها, رنگ خدا و مقدساند. او آنها را آفریده تا به ما چیزی بگوید. چشمها را به روی رنگها باز کنیم. (ما با رعایت نکردن هارمونی رنگها, بخش بزرگی از توانایی آنها را به کار نمیگیریم و حتی از زندگیمان حذف میکنیم. من در نوشتهها و مطالب خود کاربرد ناشیانه و سبک رنگها را پیشنهاد نمیکنم, بلکه تنوع و هارمونی آن را مطرح میکنم.)
تنوع در رنگ لباسها در هر سنی که هستید, در اولین برخورد شما با مخاطبانتان, بهویژه آنهائی که همیشه شما را میبینند, لبخندی نرم و پر نشاط ایجاد میکند که این خود از اهمیت خالی نیست.
برای اهمیت بیشتر مطالب به مثال زیر توجه کنید. گفته میشود که رنگهای سرد, بهخصوص گروه آبی, برای آرامش فکر و سکون و سکوت مؤثرند و رنگهای گرم در ایجاد انرژی و نشاط تأثیر بیشتری دارند.
در جامعهی ما افسردگی با ضرایب گوناگون, درصد قابل توجهی از جوانان و مردم ما را در برگرفته که کسالتها و خستگیهای درازمدت از مهمترین نتایج آن است. بیشتر مرد ماز کسالت و بیحوصلگی هنگام بیداری از خواب, بهخاطر تلاش زیاد روز پیش رنج میبرند. پیشنهاد میکنیم که برای بهبود این وضعیت در محیطی که با رنگهای شاد و گروههای زرد _ قرمز _ نارنجی و سبز روشن پوشانده شده استراحت کنید. یا از لباسهایی با چنین رنگهایی بهره بگیرید. چرا که هنگام بیداری از خواب چشم شما با دیدن این نوع رنگها نشاط و نور بیشتری پیدا کرده و انرژی رنگ در وجود شما تأثیر خود را خواهد گذاشت. در مباحث بعد به چگونگی تأثیر گذاری نور و رنگ بهصورت علمی و از دیدگاه پزشکی میپردازیم.
هیچ رنگی, برای هیچ سنی ممنوع نیست. خود ما هستیم که با طرح قوانین بسته یا نسبتاً بسته, همه چیز را در محدودهای معین متوقف میکنیم.
رنگ لباس و پوششهای مختلف محیطی, از نظر علمی زمانی نامناسب است که در آن کمپوزسیون و ترکیببندی مناسب برای ایجاد یک هارمونی موفق به کار نرفته باشد. رنگها در دکوراسیونها, محیطهای زندگی و چه در لباس باید دارای یک ترکیببندی هنرمندانه و علمی باشند تا چشمنوازش شده و سیستم بینایی و احساس درونی انسان نفسی تازه کند. من برای درک بهتر مطالب به خوانندگان محترم کتابهای همنشینی رنگها از پروفسور هیداکی شی. جی. وا, کتاب رنگ و طبیعت (دانش رنگها) از مهندس ناصر فرزان و کتاب رنگ درمانی از پروفسور تدآندروز را معرفی میکنم.
خلق و خو و سلیقهی افراد با همدیگر تفاوت دارد ولی این نکته بهرهگیری غلط رنگها را توجیه نمیکند. بهتر است رنگها جزء دروس آموزش مؤسسات عالی _ مدارس و آموزشگاههای آزاد بهعنوان یک مبحث پایه _ آموزش داده شود تا اقشار جامعه بهویژه جوانان دانش بهکارگیری این عنصر حیاتی را به دست آورند. همهی رنگها, حتی سیاه و سفید که در گفتههای علمی و هنری حتی رنگ محسوب نمیشوند نیز میتوانند در خلق زیبائی و تأثیرات گوناگون مؤثر باشند ولی در اینکه کجا و چهقدر استفاده شوند به مطالعه و تحقیق بیشتری نیاز است. رنگ میتواند مستقیماً بر کادر صورت و میمیک چهره و حتی سن افراد تأثیر خاص بگذارد.
استفاده از رنگهای سبز روشن _ زرد _ نارنجی _ قرمزهای گوناگون _ جگری و امثال اینها _ سن افراد را کمتر نشان داده و در آن نشاط و خندهرویی بیشتری ایجاد میکند که در جذب مخاطب, بسیار مؤثر است. رنگهای قهوهای _ سرمهای _ خاکستری _ بنفش کدر شده _ سیاه و آبیهای تیره میتوانند در ایجاد یک صورت و شخصیت کاملاً رسمی و متین _ و دارای قدرت ارادهی بالا مؤثر بوده و سن افراد را مقداری بیشتر نشان دهند.
رنگهای زرد _ سفید _ صورتی _ یاسی _ گلبهی _ سبزهای روشن _ نارنجیهای روشن و امثال اینها میتوانند در خلق و پیدایش صورت و اندامی جوان و شخصیتی پرانرژی _ مهربان و قابل نفوذ مؤثر بوده و بهخصوص رنگ یاسی میتواند شخصیتی کاملاً مهربان و مؤثر ایجاد کند.
امید به دیدن زیبائی و محیطی سرشار از رنگ, سرشار از نشاط, سلامتی و زندگی سرشار از مهر و انسانیت.
www.negarclubs.ir
+ نوشته شده در ساعت توسط alireza
|
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد، آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد