افزایش صد در صدی قیمت بلیت ورزشگاه آزادی به کدام بهانه؟













افزایش ۱۰۰ درصدی بهای بلیتهای ورزشگاه آزادی، از آن خبرهایی بود که خیلی زود آمد و رفت.









۱) افزایش ۱۰۰ درصدی بهای بلیتهای ورزشگاه آزادی، از آن خبرهایی بود که خیلی زود آمد و رفت؛ بدون آنکه به اندازه گاوهای موجود در همسایگی اردوگاه تیم ملی مورد توجه قرار بگیرد و یا دست کم یک درصد بحث کهنه منشوری ها خبرساز واقع شود. مسؤولان ذی ربط، به راحتی هرچه تمام تر هزینه های ورود به ورزشگاه آزادی در فصل جدید را دو برابر کردند تا از این پس کسانی که در تهران قصد دارند به ورزشگاه بروند، مجبور به پرداخت ۲ ، ۴ یا ۸ هزار تومان پول باشند!

۲ ) یک اصل قدیمی می گوید «تماشاگر، سرمایه است»، اما گویا در ایران تماشاگران سرمایه هایی «مادی» برای مسؤولان و دست اندرکاران ریز و درشت فوتبال هستند تا هر نوع بهره ای که می توانند از حضور آنان ببرند و کوچکترین توجهی هم به منافع و مصالح شان نداشته باشند. فلان ستاره کاغذی روی شانه حنجره های این مردم سر به عرش ثریا می زند و پول پارو می کند یا فلان مدیر بی کفایت با همین موجودی به میز و صندلی اش می چسبد و کنده نمی شود. این ملت انگار قرار است تا آخر عمرشان فدایی باشند، که اگر چنین نبود، به این آسودگی برای جیب های نحیف و رنجورش نقشه نمی کشیدند و دارایی اندکش را تلکه نمی کردند. حیرت انگیز است که تعیین سقف قرارداد ۳۵۰ میلیون تومانی برای سوپر ستاره هایی که به برکت پول نفت ریخت و پاش شده توسط باشگاه های دولتی حسابی هم «مایه دار» تشریف دارند، صدای همه رسانه ها را درمی آورد و تعداد زیادی از اربابان نقد و مقامهای شامخ کارشناسی را به واکنش وا می دارد، اما هیچ کدام از این آقایان به اندازه «نیم خط» هم به خودشان زحمت نمی دهند تا از حق جماعت بدون حامی تماشاگر در این فوتبال دفاع کنند. حتی در همین اوضاع عجیب و نابسامان اقتصادی در ایران، نرخ کدام کالا یک شبه «صد در صد» افزایش پیدا می کند که حالا تماشاگر فوتبال ما باید صابون این سودجویی آشکار را به بدنش بساید؟!

۳ ) برای خیلی ها شاید ۴ هزار تومان و ۸ هزار تومان هزینه ورودی به ورزشگاه ها اساساً مبلغ قابل بحثی به شمار نیاید، اما این خیلی ها باید توجه داشته باشند که قشر اصلی ورزشگاه روهای این مملکت را طبقه محروم و پایین دست جامعه تشکیل می دهد. وقتی آزادی پر می شود، دیگر برای کسی مهم نیست که بخش اعظم این جمعیت بزرگ را کوچه پسکوچه های خاک آلود اسلامشهر و ورامین و پاکدشت و کرج یا مناطق جنوبی شهر تهران تأمین کرده است؛ نقاطی که بدبختانه شاید همین ۴ هزار تومان هم امروز برای مردمانش دغدغه ای بزرگ باشد؛ گرچه نباید از یاد ببریم در غیاب وسایل ارزان و کارآمد حمل و نقل همگانی، چنین مبالغی کمترین هزینه های تماشاگران محسوب می شود و یک آمد و رفت ساده به ورزشگاه با چاشنی کالباس های تاریخ مصرف گذشته ۹۹ درصد آرد نخودچی، کمتر از ۱۰ هزار تومان و ۱۵ هزار تومان برای تنگدستان عشق فوتبال آب نمی خورد! در چنین شرایطی جالب است که دوستان به جای توسعه امکانات رفاهی به سود این قشر، دندان طمع تیز می کنند تا هرچه کم و کسری مالی دارند هم از تماشاگران جبران کنند؛ توگویی بخشی از چاله های فدراسیون در پرداخت غرامت به علی دایی را هم این مردم باید بپردازند!

۴ )... و پرسش آخر در این رنجنامه مختصر این است که چنین افزایش قیمتی به بهانه کدام بهبود کیفیت صورت می گیرد؟ آیا کیفیت مسابقات فوتبال در ایران بهتر شده؟ حتی به اندازه یک سر سوزن! آیا امکانات ورزشگاه ها بیشتر شده؟ حتی به اندازه یک سرویس بهداشتی! آیا احترام به تماشاگر، شخصیت قایل شدن برای او و به چشم گوهری ارزشمند نگریستن به وی در دستور کار مقامهای محترم حاضر در ورزشگاه ها قرار گرفته؟ حتی به اندازه یک کلمه! پس این هزینه چیست که مردم باید بپردازند؟ لابد توجیه آقایان سیاستگذار هم مثل همیشه بالا بودن نرخ بلیت ورزشگاه های اروپایی است، بی توجه به اینکه ورود به نیوکمپ و آلیانس آره نا و اولدترافورد و تماشای بازیهای بارسا و بایرن مونیخ و منچستر، صدها بار بیشتر از حضور در وزشگاه های ما و تماشای نمایش های مصیبت بار تیمهای ایرانی می ارزد و البته همنوعان ما در اروپا، ماهیانه هزاران یورو درآمد دارند که می توانند هزینه ۳۰ یا ۴۰ یا ۵۰ یورویی ورود به ورزشگاه ها را به راحتی بپردازند، ما اما... بگذریم و بگذاریم دوستان همچنان به سودگیری از سرمایه های این فوتبال مشغول باشند.

aftab.ir